در اين وبلاگ شما با زندگي زنان و مرداني آشنا مي شويد كه تمام عشق و هستي خود را برای آزادی وطن شان نثار كردند . زنان و مرداني كه از شهرهای زيبای ايران برخاستند و جان خود را براي آزادي و رهايي مردم محبوب شان فدا كردند. دريادلاني كه در توفانها ره پيمودند و بي باك و بيم در برابر ديكتاتوري ولايت فقيه ايستادند و فرياد زدند: نه به تسليم، نه به ذلت، نه به كرنش در برابر ديكتاتوري ديني ولايت فقيه
۱۳۹۹ بهمن ۱, چهارشنبه
مجاهد شهید سیمین شیرزاد
۱۳۹۹ مهر ۱۸, جمعه
مجاهد شهید زهرا معزی
زهرا معزی سال ۱۳۳۶ در شهر خوی متولد شد. بعد از پشت سر گذاشتن تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه شده و در رشته بهداشت به تحصیل خود ادامه داد.
زهرا معزی ششمین شهید از خانوادهٌ معزی است. اشرف، حسن، علی و محمد معزی خواهران و برادران و همسرش مجاهد شهید زینال روشنی بهدست دژخیمان خمینی بهشهادت رسیدهاند. از خانوادهٌ بسیار محبوب و مورد احترام مردم خوی بود. میلیشیای پرشوری بود که پس از انقلاب ضدسلطنتی، به جرگهٌ هواداران مجاهدین پیوست. از خواهران عضو شورای مجاهدین در شهر خوی بود. پس از ۳۰خرداد۶۰ به پایگاههای مقاومت منتقل شد. در اردیبهشت۶۴ به منطقهٌ مرزی رفت و به مبارزهاش با رژیم ضدبشری در فراز جدیدی ادامه داد. او مسئولیتهای متعددی را در بخشهای مختلف سازمان عهدهدار بود. در پرتو انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین، شخصیت انقلابیش در مسئولیتپذیری هرچه بیشتر شکوفا میشد.
یکبار طی گزارشی نوشت: «احساس مسئولیتم در قبال خون شهیدان و رنج اسیران که در رهبری متجلی است، هر روز بیشتر میشود، میخواهم مسئولیتهای بیشتری را بهعهده بگیرم». شکوهمندترین فراز زندگیاش را در رزم قهرمانانهاش در عملیات کبیر فروغ جاویدان رقم زد. به قول همرزمانش بر فراز یالهای چهارزبر چون شیر میغرید و با جسارت و قاطعیت تمام بر مزدوران دشمن حمله میکرد. سرانجام در یکی از درگیریها قهرمانانه بهشهادت رسید و نام این شیرزن قهرمان مجاهد خلق در تاریخ رهایی خلق ایران برای همیشه بهثبت رسید.
۱۳۹۹ مهر ۱۲, شنبه
مجاهد شهید فاطمه (شکوفه) امیری
فاطمه امیری سال ۱۳۴۰ در کرمانشاه به دنیا آمد. فاطمه بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه شد. رژیم زنستیز خمینی او را مانند هزاران زن زندانی مبارز و مجاهد که مقاومت و تسلیمناپذیری را سرلوحه خود قرار داده بودند، در تیرماه ۱۳۶۳ در تهران اعدام کرد.
متاسفانه از اين شهيد قهرمان عکس، خاطره و زندگینامه نداريم بنابراين از هموطنانى كه اين قهرمان خلق را میشناسند درخواست داريم اطلاعات خود را به آدرس aida.nikjo@gmail.com براى ما ارسال كنند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه
مجاهد شهید خدیجه نوری
خدیجه نوری سال ۱۳۴۴ در سنندج چشم به جهان گشود. او دانشآموز متوسطه بود که توسط دژخیمان خمینی با سنگدلی تمام در سن ۱۸سالگی اعدام شد. خدیجه نوری اسفند ماه ۱۳۶۲ در تهران به شهادت رسید.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
۱۳۹۹ مرداد ۲۸, سهشنبه
یادی از مجاهد شهید شهلا جوهریان (شهناز)
۱۳۹۹ مرداد ۱۹, یکشنبه
مجاهد شهید اعظم رحمتی
اعظم چند ماه پس از آغاز مقاومت انقلابی در ۳۰خرداد سال۶۰ در آبان ماه۶۰ اعدام شد.
۱۳۹۹ مرداد ۱, چهارشنبه
مجاهد شهید فرح بهرامیان
۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۳, شنبه
مجاهد شهید فاطمه دادسرشت
۱۳۹۹ فروردین ۳۱, یکشنبه
مجاهد شهید یاسمن صمدی
۱۳۹۷ آبان ۱۷, پنجشنبه
مجاهد شهيد عاطفه و نرگس بهاردوست و حماسة فرار از زندان ديزل آباد
۱۳۹۶ مرداد ۲۷, جمعه
مزار شهیدان دهه شصت در همدان نمونهای از تسلیمناپذیری آنان و گوشهای از جنایت حکومت آدمکش آخوندی
مردم ايران بي ترديد هرگز نه اعدام مادر مجاهد پروين مستوفي را با داشتن سه فرزند و در حالي كه باردار بود فراموش مي كنند و نه دانش آموز قهرمان مهناز(مهتاب) صحراكار را در آبان ماه 1362 بعد از تجاوز در زندان همدان به دار آويخته شد از ياد خواهند برد.
همچنين تاريخ مبارزه براي آزادي اين ميهن همواره از قهرماني به نام «روح الله ناظمي» ياد خواهد كرد كه در برابر دژخيمان مجاهدوار ايستاد و از آرمان آزادي خلق دفاع كرد. در گزارشي پيرامون اين قهرمان مجاهد آمده است:«روح الله را پس از دستگيري در همدان به زندان ديزل آباد كرمانشاه منتقل كردند. در آنجا دو ماه زيرشكنجه بود. يكبار روي تخت شكنجه، حاكم شرع از او پرسيد: "چرا به اين راه قدم گذاشته اي؟" گفت: "براي اينكه ديگر كسي به جرم كتاب خواندن شلاق نخورد، براي اين كه بچه هاي مردم از سرما و گرسنگي نميرند، براي اين كه شما اراذل و اوباش شرتان را از سر مردم كم كنيد". حاكم شرع دستور تقتيل (به قتل رساندن با شكنجه) او را داد. شكنجه شروع شد. ابتدا تمام بدنش را با آتش سيگار سوزاندند، سپس آرنج چپش را با چكش شكستند و هنگامي كه بازهم تسليم نشد، با بيرحمي تمام چشم چپش را از حدقه بيرون آوردند. پيكر شكنجه شده روح الله در اين ايام بيشتر شبيه توده اي استخوان و پوست و گوشت متورم بود. سرانجام او را به جوخة تيرباران سپردند».
در آن سوي اين همه قهرماني و پايداري و اين همه قهرمان پاكباخته راه آزادي خلق قهرمان ايران هرگز قاتلان و شكنجه گراني همچون پرويز اسلامپور و ناصر جانعلي و مظاهري را از ياد نخواهد برد كه در حق مجاهدان راه آزادي از انجام هيچ گونه رذالت و دنائتي ابا نكردند. در يكي از گزارشهاي اين قبيل جنايات آمده است: «براي بارچهارم طي يك روز از اتاق بازجويي به شوفاژخانه برده شدم تا شكنجه شوم. شكنجه گر "پرويز اسلاميان" بود كه همراه با يك فرد ريشو كه از بازجويان خرم آباد بود، شلاق مي زد و مدام مي گفت: "ناراحت نباش، اينجا نمي خواهد هيچ حرفي بزني. اينجا فقط شلاق بخور، وقتي كه تعزير تمام شد، مي تواني بروي اتاق بازجويي درد دلهايت را بنويسي". حدود 10دقيقة بعد، زن جواني را، درحالي كه صورتش متورم شده بود، بدون كفش و جوراب به داخل زيرزمين آوردند. او را به تخت چوبي كنار من بستند. بالاي سر او عكسهايي متعلق به دوكودك 2 و 3ساله را نصب كردند. بازجويي به نام "ناصر جانعلي" درحال شلاق زدن زن نعره مي زد: "خوب به بچه هايت نگاه كن، نمي خواهي آنها را ببيني؟" و چون سكوت زن را ديد، گفت: "حرف نزني آنها را مي آوريم جلو چشمت اين قدر مي زنيم تا سقط بشوند" و اين بار با خشم بيشتري شلاقش را برروي شكم زن فرود آورد. زيرزمين از صداي فرياد زن به لرزه درآمد. يكي از شكنجه گران ديگر به نام "مظاهري" رفت بالاي تخت و روي سينة او نشست. پارچة كثيفي را در دهان او فروبرد و همان طور كه روي سينه اش نشسته بود، فرياد زد: "حالا داد بزن". وقتي به اتاق بازجويي برگشتم پرويز اسلاميان گفت: "...اين عين فرمان 8ماده اي امام است... خودشان در مورد تعزير دستورات لازم را موبه مو صادر كرده اند و گفته اند اين نوع تعزيرات كاملاً جايز است"».
همدان يكي از نمونه شهرهايي است كه در آن حاكمان ضد شرع در اعمال شقاوت آميزترين كارها از ديگر دژخيمان گوي سبقت ربوده اند. براي روشن شدن اين ميزان درنده خويي قسمتي از گزارش يكي از كساني كه مستقيما با يك غسال گورستان در همدان صحبت كرده و حرفهاي اين غسال را عينا نقل كرده است مي آوريم. او در تعريف خاطرات خود گفته است: «شب به خانه رفته بودم. نيمه هاي شب در خانه ام را زدند. پاسداران با دو ماشين به سراغم آمده بودند. گفتند بايد با آنها بروم و مرده اي را بشويم. تعجب كردم كه چه عجله اي در كار است؟ به ناچار سوار شدم و به گورستان رفتم. از ماشين دوم دو دختر جوان را در حالي كه چادر به سر داشتند پياده كردند. پاسداران گفتند آب را گرم كنم. مشغول شدم. از پنجره ديدم پاسداران تقسيم شدند و هرتيم آنها يكي از دخترها را به نقطه ديگر برد. صداي فرياد دختران بلند شد. معلوم بود با آنها درگير هستند. بعد از مدتي صداي شعار دختر بلند شد: «سلام بر آزادي، درود بر مجاهدين» بعد صداي رگبارها بلند شد. و چند دقيقه بعد جسد هر دو دختر كشان كشان به غسالخانه آوردند. از ترس و نفرت تمام بدنم مي لرزيد. گفتند آنها را بشويم! گفتم بدنشان هنوز گرم است. گفتند معطل نكنم. موقعي كه مشغول شستن آنها بودم معلوم شد به آنها تجاوز كرده اند. بعد از اتمام كار مرا به خانه برگرداندند و تهديد كردند كه با كسي در اين مورد صحبت نكنم. من سردسته پاسداران را شناختم. نامش حميد اذكايي بود و خانواده اش صاحب حمام الوند همدان بودند». نويسنده اين گزارش اضافه كرده است كه عكسهاي چند خواهر مجاهد را كه دستگير شده بودند به غسال نشان داده است. غسال دو تن از خواهران مجاهد را شناسايي كرده است. نام آن دو شير زن قهرمان مژگان جمشيدي و بهجت حيدري بوده است».
بيشتر شهيدان همدان را در گورستان باغ بهشت همدان كه در جاده همدان ـ ملاير واقع است دفن كرده اند. ذيلا برخي از تصاوير مزارهاي شهيدان اين شهر را ملاحظه مي كنيد:
معصومه ميرزايي از هواداران فعال سازمان بود. او از نسل ميليشياهاي فعالي بود كه در سال 60 در همدان دستگير شد. بعد از تحمل شكنجه هاي بسيار به 5سال زندان محكوم شد. اما پس از اتمام دوران محكوميتش او را آزاد نكردند. سرانجام اين مجاهد قهرمان در تاريخ 31مرداد76 اعدام شد.
مجاهد سربه دار عباس خورشيدوش از كشتي گيران برجستة همدان بوده است.
مجاهد شهيد ارژنگ رمقي از هواداران شمالي سازمان كه در همدان به شهادت رسيده است.
مجاهد شهيد حسين رجبي بعد از چند سال زندان در اوين نهايتا به همدان منتقل و در آنجا به شهادت رسيد.
مجاهد شهيد پرويز گودرزي متولد 1334 در كرمانشاه، دبير ادبيات و از فعالان در دوران انقلاب ضد سلطنتي بود. او بعد از پيروزي انقلاب به مجاهدين پيوست. در فاصلة سالهاي 1357تا 1360 بارها در درگيريهاي خياباني مورد ضرب و شتم پاسداران و افراد حزب فاشيستي شيت كرمانشاه قرار گرفت. در 25 خرداد 60 توسط افراد اين حزب به شدت مجروح شد. آثار و جراحات شكنجه هاي او تا زمان شهادت بر بدن ديده مي شد. بعد از آزادي او به فعاليتهايش ادامه داد و عاقبت در تيرماه 62 در بخش جوكار از توابع همدان دستگير شد. هنگام دستگيري دست و پايش مورد اصابت چندين گلوله قرار گرفت و باهمان وضعيت به زير شكنجه برده شد. پرويز قهرمان در بيدادگاه رژيم به 20 سال حبس محكوم شد. او در 13مرداد67 در همدان به همراه ديگر يارانش، از جمله مجاهدان قهرمان ارژنگ رمقي، معصومه ميرزايي و زهرا شريفي تيرباران و به شهادت رسيد.
زهرا شريفي از هواداران فعال سازمان در همدان بود. او از سال 1360 تا1365 در زندان به سر برد و پس از آزادي به قصد پيوستن به سازمان اقدام به خروج از كشور كرد كه دوباره دستگير شد و در مرداد67 به صف سربه داران راه آزادي پيوست.
سعيد دادسرشت بعد از گذراندن چندين سال محكوميت خود سرانجام در تابستان67به شهادت رسيد. مجاهد شهيد فاطمه دادسرشت خواهر سعيد بود. فاطمه در سال 60 دستگير شد. اين خواهر قهرمان در تمام دوران شكنجه و بازجويي خود نام و مشخصات خود را به عنوان «مجاهد خلق» به پاسداران مي داد و عاقبت در همان سال اعدام شد.
مزار مجاهد شهيد سعيد دادسرشت
مزار مجاهد شهيد مجيد بخشي نظر
مزار مجاهد شهيد مصطفي ايزدي
مزار مجاهد شهيد هاشم صالحي
مزار مجاهد شهيد كامران شفيعي
مزار مجاهد شهيد بهزاد افصحي
توضيح:
مجاهدين شهيد بهزاد افصحي، هاشم صالحي و كامران شفيعي در خرداد1363 در همدان تيرباران شدند و جسدشان به نهاوند منتقل گرديد و در آنجا دفن شده اند.
مجاهد شهيد منصور عسگري از اهالي اليگودرز استان لرستان بود. او در زمستان 60 در همدان دستگير و تا سال 67 در زندان به سر برد. در تابستان76 تنها يك ماه به پايان محكوميت او باقي مانده بود كه به همراه ديگر همرزمانش در همدان اعدام شد. منصور قهرمان در زمان شهادت دختري ٦ساله داشت .
مزار مجاهد شهيد شعبانعلي قليپور
مریم رجوی: از عموم هموطنان میخواهم در کارزار ملی جمعآوری اطلاعات شهیدان، پیدا کردن مزارهای پنهانشده، و افشای آخوندها و جلادان دستاندرکار این جنایت، فعالانه مشارکت کنند.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه
مجاهد شهید معصومه رضایی
معصومه رضایی سال ۱۳۳۹ در افرینه به دنیا آمد. او کارمند ادارهٌ بهزیستی بود .در فاز سیاسی با سازمان آشنا شد. کار تبلیغی و سیاسیـ افشاگرانه و در رأس همه پخش نشریه در ادارات و مؤسسات دولتی، مسئولیت او بود.
در فاز نظامی ارتباطش قطع شد. در آذر۶۴ اقدام به خروج از کشور کرد و راهی منطقه شد. معصومه قبل از رفتن به منطقه، توانست مبالغی از اموال خلق را که در تصرف آخوندهای دزد و غارتگر بود، مصادره کند و برای مصارف مقاومت عادلانه و جنگ آزادیبخش دراختیار مجاهدین قرار دهد.
«…با تمام وجودم جریان سازمان مجاهدین خلق ایران را درک کرده، از موقعی که سازمان را شناختم، هرروز که میگذرد بیشتر شیفتهٌ راهش هستم. از خدای خود میخواهم تا در این راه برای رسیدن به جامعهٌ بیطبقه توحیدی کمکم کند. جهت آگاهی بیشتر بگویم که بنده تاقبلاز اینکه با سازمان آشنا بشوم، ازنظر مردم عادی و زندگی عادی بهترین زندگی و بالاترین کار و حقوق را داشتم. اما هیچچیز مرا راضی نکرد و بهترین زمان عمر و زندگیم دورانی بود که در خانههای تیمی و با بچههای سازمان مجاهدین بودم. اینک باز تقاضای نهاییم جهت ادامهٌ راه و فعالیتم این است که مرا به منطقه بفرستید…». تقاضانامه ـ ۲۳آذر ۶۴
معصومه قهرمان، در منطقه، آموزشهای نظامی را فرا گرفت و در عملیات آفتاب عضو یکانهای آتشبار بود. در عملیات کبیر فروغ جاویدان با عزمی استوار و شور هر چه تمامتر با دشمن جنگید و در اوج پاکبازی و رهایی به شهادت رسید.
مسعود رجوی: اگر امروز نرویم، اگر بهزودی نرویم، خیلی دیر خواهد شد. این همان لحظه نادر، لحظه کیمیایی و سرنوشت سازی است که اگر آن را در نیابیم امروز فردا دیر خواهد شد، پس بهتر این است که بهدعوت خدا و خلق لبیک بگوییم و با استعانت از همان نامهای بزرگ و مقدسی که گفتم بهزودی زود به پیش خواهیم تاخت.
با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96
۱۳۹۵ خرداد ۱۱, سهشنبه
مجاهد شهید سیمین هژبر
https://t.me/shahidanAzadai96




























